دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

275

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

بنابراين ، ثابت مىشود كه شيوهء اين كار ، آگاهى از خدايى است كه بر همهء پوشيده‌ها و علّت‌هاى ناپيدا ، داناست . . . » . « 1 » نتيجه همهء اين مطالب اين است كه دارو و درمان و مراجعه به پزشكان كار پسنديده‌اى است و شايسته نيست انسان در اين كار سهل‌انگارى كند و براى درمان خود چاره‌اى نينديشد و به خدا واگذارد . مقدّمهء دوم : تعيين اصل در مسئلهء طبّ و درمان سؤال : آيا درمان و تجويز دارو از امور توقيفى است ، يا از امورى است كه به خود آدميان يا پزشكان واگذار شده است ؟ و اگر در جايى ميان نظر شرع و نظر پزشك ، تعارض پديد آمد ، وظيفه چيست ؟ جواب : مستفاد از روايات اين است طبابتى كه به پزشكان و بيماران وانهاده شده ، از امور توقيفى نيست ؛ زيرا در سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان عليهم السّلام مىبينيم كه آن حضرات بيماران را به درمان و مراجعه به پزشكان فرامىخواندند و هرگاه چيزى از آنچه براى درمان مصرف مىشد به عرض آن‌ها مىرسيد ، آن را تصديق مىكردند ، هرچند ناپسندشان بود و نيز دستور مىدادند كه براى درمان ، طبيب حاضر كنند . سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان عليهم السّلام بر اين بوده كه تا حدّ امكان با كار پزشكان و نظر آنان موافقت كنند ؛ گرچه گاه خودشان ناسازگارى دوايى را بيان مىكردند يا در آغاز از درمان نهى مىكردند و پس از اصرار پزشك يا بيمار با معالجه موافقت مىنمودند حتى اگر با دارويى مثل شراب باشد . آنان بارها مىگفتند كه خدا در شراب شفا قرار نداده است ؛ ليكن هنگام ناچارى مصرف آن را جايز مىشمردند ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نخست عمل جرّاحى بعضى از پزشكان يهود را كه شكم را مىشكافتند و كارهايى انجام مىدادند ، نپسنديد ، ولى بعد به اين كار راضى شد و بيمار از آن بهبود يافت . به نظر مىرسد همهء اين‌ها اين مطلب را تأييد مىكند كه اعتقاد مردمان بر اثربخشى

--> ( 1 ) . همان ، ص 75 .